Thymeflower

رهش

در این پست به معرفی کتاب دیگری از رضا امیرخانی می پردازم که نام آن رهش است و می توانم بگویم خیلی ها آن را دوست داشته اند چرا که چندین بار به چاپ مجدد رسیده است.

رهش و رضا امیر خانی

              رهش و رضا امیر خانی

از نظرم رهش کتابی است که نویسنده آن رویا و توانایی هایی را که در خود داشته در این کتاب در قالب یک داستان بیان کرده است.
داستان از آن جا شروع می شود که همه از روی ناچار یا شاید هم بلعکس ساختمان هایی را در این شهر بنا می کنیم بی انکه بدانیم عاقبت یک روز همه چیز خراب خواهد شد.
رهش کتابی است که از یک دید متفاوت به شهر شلوغی چون تهران نگاه می کند. و هر آن این پیغام را گوشزد می کند که های مردم، روزی این شهر فرو خواهد ریخت. بدانید و آگاه باشید و در رفع مشکلش کوشا.
امیدوارم صدای رضا امیرخانی را باد صبا به گوش مخاطب اصلی این داستان یعنی آنهایی که دستی در ساخت بناهای این شهر دارند برساند.
رهش چالشی را بیان می کند که تا به حال حداقل یک بار به آن فکر کرده ایم. زلزله
تهران شهر رنگارنگ ایران که روز به روز خشت های سیمانی که دست به آسمان می سایند  در آن بیشتر و بیشتر می شود. امیرخانی سعی بر این دارد در دل یک زندگی، بطور محسوسی بیان کند که های حضرات مجوز صادر کن، کمی هم تامل کنید تا این همه جعبه دستمال کاغذی در این شهر علم نشود.

چرا این کتاب را باید خواند؟

در این باب باید اینگونه بگویم. کتاب رمانی است که با دید از بیرون به یک زندگی نگاه می کند. شاید این کتاب دغدغه های محیط زیستی را در شما بیدار کند.

اما راه حلی که با خواندن این کتاب به ذهنم رسید این بود که: این نظر به دور از هر تخصصی بوده و فقط یک پیشنهاد است به حضرات. نه من جای آنها هستم و می توانم پا در کفش انها کنم و نه آنها جای من. پس این فقط یک خیال پردازی است در باب توسعه وطن.
در جایی دوست بزرگواری از حل مشکل در مورد ترافیک و الودگی تهران سخن می گفت.
حرف اول و اخرش این بود که های ملت به جای افزایش محدوده ترافیکی در تهران فکری به حال خروج تمرکز از این شهر باشید.
منظور آن بنده خدا این نبود که پایتخت را به جای دیگری انتقال دهید. چرا که دردی را درمان نمی کند
مثال جالبی بیان می کرد. کشور توسعه یافته ایی چون آلمان میزان رشد خود را با میزان خطوط ریلی کشورش بیان می کند
خب این یعنی چه؟
خدمت انورتان عرض کنم که یعنی شما که اهل مثلا شمال کشور هستی می توانی هر روز با یک قطار سریع که نهایتا یک ساعت تا تهران طی مسیر می کند صبح اول صبح سر کارت باشی و شب هم به خانه ات برگردی. یا اینکه اینقدر همه چیز در یک جا متمرکز نباشد به جای آن مثلا شما یک محصول تولیدی در یک شهر کوچک تولید می کنید و از آنجا که حمل و نقل ریلی بسیار گسترش یافته است می توانید بسیار سریع هم خدمات بدهید و هم خدمات بگیرید.
دیگر نه خبری از اجاره سنگین در تهران است و نه بدبختی های در پی آن.
رهش به ریه های تنفسی بچه های نسل های بعدی این شهر اندیشیده و گوشزد می کند که های ملت صاحب امضا به کجا چنین شتابان.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *