تهران تا داکا

تهران تا داکا روایت گر یک سفر است به آسیای شرقی با حال و هوای فقر و تنگدستی‌. برای اولین بار به کشوری می رفتم به اسم بنگلادش. قبل تر از اون حتی فکرش رو هم نمی کردم که یه روزی به چنین کشوری برم. بر خلاف تمام تصوراتم، چندین بار به اونجا سفر کردم….

ادامه ی مطلبدیدگاه

جایی برای گوش دادن ۲

این بار در جایی برای گوش دادن ۲ می خواهم پادکستی را معرفی کنم که در نگاهم بسیار دلنشین آمد. اول از همه اپی را معرفی کنم برای اینکه پادکست ها را در انجا گوش بدهید نام آن Castbox است و در نظرم از آن قبلی ها بهتر امد. وقتی اَپ Castbox را که نصب…

ادامه ی مطلبدیدگاه

آشی که به هم خورد

در واپسین ساعت های عصر یک جمعه، وقتی خیابان ها خلوت و خلوت تر می شدند. وقتی که آسمان، تاریکی را ورق می زد‌. وقتی که سایه ها خداحافظ می گفتند. او آش اش را به هم زد‌.   روبرو و چهره به چهره نشسته بودند. پسرک ذوق داشت و اما، دختر نمی خواست نشان…

ادامه ی مطلبنمایش 2 کامنت

ناله بر هیچ

این روزها هر که را می بینم زبان گلایه دراز و دست نیاز همیشه باز می دارد. این روزها ناله ها می کنیم ز غم معاش و درد فراغ. این روزها، روزها ای است که آمده اند و خواهند رفت. هر گاه دلسیر، از روزگار شدم و نالیدم به درگهش، خواسته یا ناخواسته بی جواب…

ادامه ی مطلبدیدگاه

عشق بازی

یکی با وردنه سطح صافی می سازد شاید برای یک استوانه که در آخر لیوانی خواهد شد سفالین و یا شاید هم سطح یک بشقاب. دستهایش دور وردنه را گرفته اند. از شمال به جنوب از جنوب به شمال تا سطح گِل را صاف کند. دیگری گوشه ای نشسته و گیسوی مجسمه ای را ریش…

ادامه ی مطلبدیدگاه

وفادار ترین

خیلی ها امدند و نیشی زدند و رفتند. اما این فقط تو بودی که یاور سال های خشک سالی و هجرت و دربدری بودی. ای وفادار ترین ای تخم مرغ عزیز. از آنجا که همه ملت و امت اسلامی و غیر اسلامی بر این موضوع واقف هستند و اگاهی تمام و کمال دارند. یکی از…

ادامه ی مطلبدیدگاه