پادکست داستان‌های علی

به تازگی پادکست داستان‌های علی را در کست‌باکس آپلود کردم. داستان‌هایی که در بلاگ می‌نویسم را در آنجا با خوانش خودم بارگذاری می‌کنم. این مجموعه پادکست شامل برخی داستان‌هایی است که در بلاگ دارم و فعلا فقط برای گوشی‌های اندرویدی در دسترس است و تا به حال فقط یک داستان با نام مقاومت یک کیلو…

ادامه ی مطلبنمایش ۲ کامنت

داستان کوتاه: مقاومت یک کیلو اهم

اگر با کلید واژه مقاومت یک کیلو اهم از دریچه گوگل به اینجا رسیده‌اید باید بگویم که این متن تنها یک داستان کوتاه است از مقاومت یک کیلو اهم و هیچ بنیاد علمی ندارد. یک جوری کلاس‌ها چیده شده بود که دو ساعت، دو ساعت راهروی ساختمان انستیتوی برق هی پر و خالی بشود. ما…

ادامه ی مطلبدیدگاه

ناداستان: گربه و کبوترها

گربه هر روز می‌امد یک گوشه‌ای از تراس، پشت آن خرت‌و‌پرت‌ها دراز می‌کشید که یعنی کمین بکند برای کبوترها و گنجشک‌ها. صبح‌ وقتی صبحانه را می‌زنم به بدن، خب یک کَمکی هم نان خشک اضافه می‌ماند. نه اینکه مثلا ما خیلی فردین باشیم یا برای حقوق حیوانات ارزش قائل بشویم، نه! از این حرف‌ها خیلی…

ادامه ی مطلبدیدگاه

دوست دارم ولی با ترس و پنهانی

سرش را چسبانده به شیشه اتوبوس و هر دو هدست هایشان را زده اند به گوش، یکی پای اتوبوس ایستاده و دیگری روی صندلی نشسته. دخترک اشک در چشمانش جمع شده بود و زیر لب داشت ترانه ای را با خود زمزمه می‎کرد. گویا پسرک هم داشت همان ترانه را ایستاده و خیره به چشمان…

ادامه ی مطلبدیدگاه

چه رفت بر زبان مرا؟

  چه رفت بر زبان مرا؟ که شرم باد از آن مرا! به یک دل و به یک زبان، دوگانگی چرا کنم؟ ز عمر، سهم بیشتر ریا نکرده شد به سر بدین که مانده مختصر، دگر چرا ریا کنم؟…  سیمین بهبهانی

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه: شعبه 102

باد یَله و سرد چون از پنجره می‌گذشت و از لابلای جماعت گیروگرفتار رد می‌شد به زنی حدود سی سال می‌رسید که همیشه روبروی اتاق شعبه 102 می‌ایستاد و یک مشت پرونده زیر بغل‌اش بود. غم‌ناک و در فکر، روبروی دری می‌ایستاد که کسی پشت آن بود که می‌باست حکم کند. قاضی! کسی که باید…

ادامه ی مطلبنمایش ۲ کامنت

مجموعه داستان های کوتاه ببرک ارغند

همانگونه که از عنوان مشخص است در اینجا معرفی از کتاب مجموعه داستان های کوتاه ببرک ارغند با نام مرد یخ زده را خواهید خواند. قبل ترها در اینجا کتاب دیگری را با نام داستان های کوتاه از دکتر اکرم عثمان معرفی کرده بودم که این کتاب نیز از همان انتشارات تاک و نمونه بی…

ادامه ی مطلبدیدگاه

پادکست جعبه

یک آدمی هست بنام آقای منصور ظابطیان که به عقیده من، یکی از آن کار درست‎های عالم رادیو است. صدای گیرا و دلنشینی دارد و به تازگی با  “پادکست جعبه” دوباره قصد دارد که حال ما را خوب کند. خب این پادکست جعبه به تعریفی از خوده همین آقا منصور، عبارت است از: درِ این…

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه: آدم معمولی

او نه بچه ناف تهران، نه حداقل یکی از شهرهای بزرگ و نه حتی یکی از شهرهای کوچک بود. او یک آدم معمولی از یک روستای پرت و دور از دست‌رس بود. طبق روال معمول و مرسوم ولایاتِ در تنگنایِ ایران. او چون هزار بچه‌ی قد و نیم قدی که در روستایشان مدرسه نبود باید…

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه:خدمت

از همان موقع که رضاشاه لایحه خدمت اجباری نظام وظیفه را در سال 1303 به مجلس شورای ملی فرستاد هر عضو نر این جامعه وقتی اعداد سن‎هایشان از یک مقداری بالاتر رفت باید بروند و برای وطن خدمت کنند. اگر ورداری از یک پسر، تاریخ ازدواج‌اش یا چه می‌دانم تاریخ زادروزش را بپرسی، شاید کمی…

ادامه ی مطلبدیدگاه