کتاب سفال شکسته

در زیر معرفی از کتاب سفال شکسته نوشته خانم لیندا سو پارک را خواهید خواند که رمانی است برای رده سنی نوجوانان و چه بسا خواندن آن برای بزرگسالان نیز خالی از لطف نخواهد بود. محتوای کتاب این کتاب روایتی است از پسرکی یتیم از قرن 12 در کشور کره که با سختی ها و…

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه:ایستگاه اتوبوس

در واپسین روزهای سرد پاییزی، زمانی که برگ ها پاییزی بی انکه تو بخواهی در خیابان و کوچه پرواز می کنند، عده ای در یک ایستگاه اتوبوس با قصه های متفاوت کنار هم نشسته اند و خیابان را با چشم هایشان می پایند تا اتوبوس برسد و هر کدام روزی نو را رقم بزنند. چهار…

ادامه ی مطلبنمایش 5 کامنت

دیالوگ باکس

گاهی گوش دادن به دیالوگ های یک فیلم درک بهتری را از موضوع فیلم های دیده شده به ما میدهد. دیالوگ باکس مجموعه پادکست هایی را منتشر می‎کند که در همین رابطه هستند و به ما کمک می کند تا عمیق تر و از نگاه های دیگری هم فیلم را گوش بدهیم. دیالوگ باکس سایتی…

ادامه ی مطلبنمایش 4 کامنت

داستان کوتاه: آهوی وحشی

داستان کوتاه: آهوی وحشی برگرفته از آهنگی است به همین نام از فرامرز اصلانی با شعری از جناب حافظ. گیتاری به دست گوشه پیاده‎رو شلوغ نشسته بود. گیتار را چون نوزاد دلبندش به آغوش کشیده و می خواند که: الا ای آهوی وحشی، کجایی؟ مرا با توست چندی آشنایی، این را می خواند و تارهای…

ادامه ی مطلبدیدگاه

مجموعه داستان‎های کوتاه از اکرم عثمان

در این پست معرفی از کتاب آن بالا و این پایین، گزیده ای  از مجموعه داستان‎های کوتاه از اکرم عثمان نویسنده فقید افغان را خواهید خواند که براستی قلمی گیرا و دلنشین دارد و با زبان شیرین فارسی دَری قلم خود را به نگاشتن درآورده است. اکرم عثمان نویسنده ای است همزبان از دیار افغانستان…

ادامه ی مطلبدیدگاه

فیلم رفتن

در زیر معرفی از فیلم رفتن (Parting) یا جدایی به کارگردانی نوید محمودی کارگردان افغان است که در سال 1395 ساخته شده است را خواهید خواند. این فیلم نماینده سینمای افغانستان در هشتاد و نهمین جشنواره فیلم اسکار بوده است. از دیگر ساخته های مرتبط با این کارگردان می‎توان به فیلم چند متر مکعب عشق …

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه:ساحل ماسه‌ای

ساحل ماسه‌ای کنار بندر، در حال هضم کردن گرمای روز است. آفتاب, چنانی نیست که سوزانده شوی و چنان هم نه، که گرمایش را روی پشتت حس نکنی. خورشید پر کشیده و رفته آنطرف دریا نشسته و نیمش را زیر دریا مخفی کرده است. ابرها هم چون برادران خورشید، آن بالا می‌پایندش که کجا می‌رود…

ادامه ی مطلبنمایش 6 کامنت

داستان کوتاه:کارزار عشق

نوشته بودند چون به کارزار عشق افتادی، پای محکم کن و دست از ستون آسمان بگیر. بی درنگ بالا را نگاه کن و عریضه را برای آن بالایی بنویس. روی دیوار نوشته بود عریضه بسیار است و عریضه نویس بسیار تر. آنکه درد دوا کند کجاست؟ روی دیوار نوشته بود و او می خواندشان. سریع…

ادامه ی مطلبنمایش 2 کامنت

کُوگ تاراز

گاهی اشعاری هستند که صدای نا گفته خود را با کوه و طبیعت در میان می‎ گذارند. ترانه کُوگ تاراز(کبک تاراز) از علاء الدین بختیاری (مسعود بختیاری) و به گمانم با شعری از داراب افسر بختیاری یکی از این دست ترانه هاست. نوایی که غم درون خود را از دامنه های کوه تاراز با یک…

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه:مسافر

اگر از دریچه گوگل با کلید واژه مسافر به اینجا رسیده اید قابل ذکر است که نوشته زیر با عنوان داستان کوتاه:مسافر. تنها و تنها یک داستان کوتاه است از یک سفر هوایی مسافر آن روز هم مسافر است. کف دستان خود را می‌بیند که هیچ درشان مشخص نیست. به گمانش مادر بود که گفته…

ادامه ی مطلبدیدگاه