پست وبلاگ

داستان کوتاه: مادربزرگ

مادربزرگ روی مبل بالای اتاق نشسته است. گفته که برایش شبکه جِم دراما بگذارند. سریال ترکیه‌ای نگاه می‌کند. نگاهش از تلویزیون برداشته نمی‌شود. نوه‌ها داخل اتاق کوچک ته خانه دور

مشاهده مطلب
فرخ نعمتی

ای یاد دور دست، که دل میبری هنوز

روزهای زمستانی آخر سال، قبرستان سوت و کور و میان کاج‎های سربرآورده از دل مزارها، میانه قامتی نشسته است و خیره بر سنگی دارد. صدای برگ‎های کهنه ‎ی فرو افتاده

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی