یک سر دنیا شب سال نو است و در سوی دیگر عدهای چون روزهای پیشین در خانههاشان نشستهاند و تو چون یک حریر پاک گوشه پنجره کز کردهای. گوشه پنجره نشسته است و زانوهایش را در بغل گرفته. آتشبازی میان شهر، حالا آسمان تاریک شب را ستاره باران کرده است. امشب یک ورق از سال…
دانسته ها و ندانسته های علی عبدالوند
جایی برای نوشتن چند خطی، از هر چیزی که زیر سقف آسمان است

