گوشه لامِردون زانو بغل کرده است. زیر لب زمزمه میکند. آتش گوشه چادر هم با ریتم زمزمه اش هماهنگ میشود. بیو ز نو تو وابو قاصد بهارم رنگ و ری نداره بی تو روزگارم کوگ نازنینم بیو برس به دادم آخه خوت خه دونی دی مو تاو ندارم تَش گوشه چادر وسط چاله قد می…
دانسته ها و ندانسته های علی عبدالوند
جایی برای نوشتن چند خطی، از هر چیزی که زیر سقف آسمان است

