فندق

داستان کوتاه: فندق

دوست عزیزی که از هر طریقی با کلید واژه فندق سر از اینجا در آورده اید، همانطور که از عنوان برمی آید اینجا داستان کوتاه فندق روایت می شود که اتفاقا هیچ ربطی به فندق ندارد. باد سرد و مرموز پاییزی، پیکر چنارهای در ردیف خیابان را آزرده کرده و هر یک بسان درویشی عور،…

ادامه ی مطلبدیدگاه

کتاب چکیده تاریخ ایران

کتاب چکیده تاریخ ایران اثر آقای حسن نراقی نه ترس کتب قطور تاریخ را در ما به وجود می‌آورد و نه توهم اینکه با خواندن آن به جایگاه تاریخ شناسان بپیوندیم. بسیار فرمایش درست و بجایی است که ایراد گرفت که مگر تاریخ را هم می شود خلاصه کرد، اما یکی چون بنده حقیر که…

ادامه ی مطلبدیدگاه

نیم دانگِ پیونگ یانگ

نیم دانگِ پیونگ یانگ شرح سفری است برای شناخت انسان کره ی شمالی، انسانی که در شرح و حال او وصف های گیج و گنگ و پنهان زیاد گفته شده است.  کتاب در وصف یک قیاس با نقطه مشترک تحریم پیش خواهد رفت، اگر از امیرخانی چند کتاب پیشین او را خوانده باشید آگاه هستید…

ادامه ی مطلبدیدگاه

لیست ها

یادها هرگز پاک نمی شوند. خاطره ها هرگز جایی نمی روند فقط میان انبوهی از روزمرگی ها، گاهی سرد و خشن، و گاهی میان تنهایی ها، داغ و غمگین می شوند. گاهی نمی شود. گاهی تمام کائنات دست در دست هم می دهند و نمی شود و اما دگر روز خبری از هیچ نیست. پشت…

ادامه ی مطلبدیدگاه

آهنگ حرف بزن میلاد درخشانی

با همه بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه ی طوفانی ام دل خوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام خوب ترین حادثه می دانمت خوب ترین حادثه می دانی…

ادامه ی مطلبدیدگاه

حقوق کارمندی

داستان کوتاه: افسردگی بعد از حقوق

دوست عزیزی که از درگاه محترم گوگل راه به این خراب آباد رسانده ای، اینجا سخنی چند از عوالم کارمندی و همانطور که از عنوان مشخص است داستان کوتاهی در باب افسردگی بعد از حقوق است. امیدوارم اگر به دنبال رفع افسردگی هستی این داستان که کمی مایه ی طنز در آن است به دادت…

ادامه ی مطلبنمایش ۲ کامنت

لانه کبوتر

داستان کوتاه: بی عنوان

روی همه چیز نام می گذاریم. انسان و حیوان و دره و درخت. تا به حال چیز بدون نام که دیده است آخر. پرنده ای روی کولر در بالکن لانه کرده است. وقتی نبودیم آمده است و از سکوت خانه مان بهره جسته. حالا در گرمای اول تابستان توی اتاق می نشینیم چون دلش نمی…

ادامه ی مطلبدیدگاه

تخم مرغ گرانقدر

ای وفادارترین ای تخم مرغ گرانقدر، قبل ترها در اینجا نوشته بودم و سوگند خورده بودم که اگر تو را به دانه ای 10 هزار تومان هم که بفروشند، خریدار باشم، اما چه بسا آدمی گاهی از روی بخارهای تبخیر شده در درون معده حرف میزند و حساب کار را نمی کند که در کشور…

ادامه ی مطلبدیدگاه

اقای هم ساده

داستان کوتاه: همساده

دوست عزیزی که با کلید واژه همساده از دریچه گوگل به اینجا رسیده اید، بنده نیز چون شما از دوستداران شخصیت آقای همساده در کلاه قرمزی ام، اما در اینجا متنی را مطالعه خواهید فرمود با عنوان داستان کوتاه: همساده که تنها به موضوعی در باب همسایه آزاری می‌پردازد. از آنجا که همساده مترادف همسایه…

ادامه ی مطلبدیدگاه

شروع ناگهان

شروع ناگهان

علیرضا قربای عزیز به تازگی ترانه ای چون دیگر آثارش دلی خوانده با نام شروع ناگهان. آهنگ ساز این تک آهنگ علیرضا غفاری و ترانه سرا حسین غیاثی است. این تک آهنگ به صورت رایگان انتشار یافته و می تواید از اینجا آن را دانلود کنید. شروع ناگهان بی سر و سامان تو شد شانه…

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه‌: دفتر عادت

دوست عزیزی که از گوگل با کلید واژه دفتر یا عادت به اینجا امده‌اید، به عرض جنابعالی می‌رسانم که در اینجا داستان کوتاه‌: دفتر عادت نوشته شده و شاید کمی از هدف کلید واژه‌های شما دور باشد. داستان کوتاه‌: دفتر عادت مثل همه می‌مانی، همه آنهایی که در یک جایی، خوش اب و هوا زندگی…

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه: رگدار

سر کوچه ایستاده بود. برگ‌های پاییز پهن شده بودند کنار پیاده رو. کسی نبود جمعشان کند. لابد کارگرهای شهرداری اعتصاب کرده بودند. می‌گفت اوضاع خراب است. در مدرسه اینطور از معلم‌ها شنیده بود. درخت های ردیف پیاده‎رو، پای جوی آب می خوردند و تنه کلفت می کردند. سنگ فرش پیاده رو زیر برگ ها پنهان…

ادامه ی مطلبدیدگاه