Category: داستان کوتاه

پیر سیستان

سر در گم است پیر سیستان. حیران به آدم های در گذر می نگرد. تند تند گام بر می دارد. از پله های برقی استفاده نمی کند. پله را ترحیح می دهد. سن و سالی از او گذشته، اما باز هم چابک است. قد کوتاهی دارد. با چین های بسیار در صورتش. آرام سخن می…

ادامه ی مطلبنمایش ۲ کامنت

تک درخت

اگر به اینجا امده ای برای هر انچه که مربوط به یک درخت است، درست آمده ای. اینجا جایی است که قصه یک تک درخت را روایت می کنم سال ها است که می شناسمش‌. شش پنج سالی می شود. اوایل خانواده داشت، پدری، مادری، خواهری یا شاید برادری بزرگتر. در یک ریشه بودند. دیگری…

ادامه ی مطلبدیدگاه

پسر بچه شهرستانی و تهران

داستان پسر بچه شهرستانی و تهران ادامه داستان من یک شهرستانی ام است که اگر دوست دارید می توانید از اینجا آن را بخوانید. هر روز صبح حوالی ساعت ۶ از خواب بیدار می شدیم. در تمام عمرم آدم سحرخیزی بوده ام و هستم. حال و هوای صبح را با هیچ چیز عوض نمی کنم….

ادامه ی مطلبنمایش ۲ کامنت

صبحِ پاک

اینجا فقط یک تصویرسازی ذهنی از یک صبح پاک در روستا را خواهید خواند. پس اگر به دنبال یک شرکت به همین نام هستید به اشتباه به اینجا امده اید. صدای یک فوج از گنجشک هایی که روی درخت سپیدار نشسته اند می اید. جیک و جیک. صدا های درهمی که نشان از این است…

ادامه ی مطلبنمایش ۱۰ کامنت

مهربان دوست

آخر های زمستان بود. همیشه در آن حوالی، در آن نقطه می توانستم او را ببینم. از دور دست ها، از کوه های مقابل. او یک مهربان دوست است. در گذر گاه بود. گویی نگهبانی است که هیچ گاه پست خود را تحویل نخواهد داد. شاخ و برگ هایش داشت برای بهار آماده می شد….

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان پیرمرد و جوان

داستان پیرمرد و جوان در مورد اتفاقی است که سال ها پیش در خیابان ولیعصر دیدم و تا مدت ها به این فکر می کردم که سرگذشت آن جوان چه خواهد شد؟ پیرمردی بود در حدود ۶۰ تا ۷۰ ساله با ظاهری مرتب‌.  پیراهن چهارخانه ای با آستین های کواتاه به تن داشت. کفش های…

ادامه ی مطلبدیدگاه

“داستان کوتاه “من شهرستانی ام

این روزها تصمیم گرفته ام بخشی به نام داستان کوتاه در بلاگ اضافه کنم. و اگر عمر مرا اجازه دهد آن را ادامه خواهم داد. این اولین بار است که به تهران می آیم. یعنی اولین بار است که از شهر و دیار خود بیرون افتاده ام. اخرهای خرداد بود شاید کلاس سوم یا چهارم…

ادامه ی مطلبنمایش ۴ کامنت

سالن های بی انتها

اگر به وقت خود اهمیت می دهید.اگر مطالبی که بارعلمی ندارند دنبال نمی کنید و هزاران اگر های دیگر.خلاصه اینکه این متن چیزی جز یک ترشح ذهنی نیست. لطفا سالن های بی انتها رو نخونید. سال های سال است که مترو عضو لاینفک زندگی تهرانی ها شده است البته انها که چون من وسیله ی…

ادامه ی مطلبدیدگاه