دسته: روزنوشته

راهرو

راهرو ای تاریک، نالان و ساکت میان تاریکی ها، شب را روز و روز را شب می کند دور تسلسلی است انگار دنیا روی راه پله نشسته ام پنج شنبه است هوا سرد الوده و تاریک است نان خریده ام میان راه پله خشکم زده نشسته ام روی پله ها وسط تاریکی نور چراغ های…

ادامه ی مطلبدیدگاه

هیچ انسانی کامل نیست

چندی پیش متن زیر را بصورت اتفاقی خواندم. بدون عنوان بود و اولین عنوانی که به ذهنم رسید این بود: هیچ انسانی کامل نیست.

ادامه ی مطلبدیدگاه