فرخ نعمتی

ای یاد دور دست، که دل میبری هنوز

روزهای زمستانی آخر سال، قبرستان سوت و کور و میان کاج‎های سربرآورده از دل مزارها، میانه قامتی نشسته است و خیره بر سنگی دارد. صدای برگ‎های کهنه ‎ی فرو افتاده

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی