دسته: روزنوشته

  • موضوع انشاء: ایده پردازی

    موضوع انشاء: ایده پردازی

    هر بار که موضوعی برای نوشتن انشاء طرح شد بی معطلی جانبخشی را انتخاب کردم. همیشه در مقابل جانبخشی به اشیا موضوع علم بهتر است یا ثروت جولان می داد. نمی دانم از میان علم یا ثروت چه چیزی می توانستم بیرون بکشم. اما می دانستم که آن زمان ها هم که درس می خواندم…

  • چرا باید داستان خواند؟

    چرا باید داستان خواند؟

    مدتی است که دچار وسواسی شده ام که چرا اینقدر داستان کوتاه می خوانم. مدام این سوال در ذهنم تکان تکان می خورد که: آخرش که چه، این همه داستان خواندن تو را چه سود؟ اما باور بفرمایید به دلایلی که در زیر خدمتتان بیان می کنم خواندن آن چیزی که دوست دارید تاثیر بهتری…

  • شب مسواک بزنیم یا صبح؟

    شب مسواک بزنیم یا صبح؟

    در اینجا نوشته یک دندان پزشک یا یک نفر که در کار دندان خِبره است را نخواهید خواند. این نوشته حاصل تحقیق یک فرد عادی است که پس از پرداخت ۸۰۰ هزار تومان ناقابل برای یک دندان و سوزانده شدن تا هم فی خالدونش ، تصمیم گرفته شب که هیچ، تمامی فصول سال، مسواکی را…

  • ته خیار تلخ است یا سرش؟

    ته خیار تلخ است یا سرش؟

    برای تعطیلات، طبق معمول کوله ام را به دوش گرفته ام و به قول آنوری ها هیچ هایک و به قول خودمان کوله گردی می کنم. در حال برگشت از سفر، سر جاده ای ایستاده ام تا به تهران برگردم. سواری شخصی مشکی رنگی ترمز می کند و سوار می شوم. زن و شوهری هستند…

  • کوهستان

    کوهستان

      وقتی که اینجا دمی می نشینم. وقتی که دور دست ها را می بینم. وقتی که ابرهای بالای سرم آرام آرام گذر می کنند. من غرق در عظمت خلقت می شوم. سوال ها دوره ام می کنند. من کی هستم؟ زندگی چیست؟ زیبایی چیست؟ چرا باید ادامه داد؟ و هزاران سوال دیگر.  آوای باد…

  • ناله بر هیچ

    ناله بر هیچ

    این روزها هر که را می بینم زبان گلایه دراز و دست نیاز همیشه باز می دارد. این روزها ناله ها می کنیم ز غم معاش و درد فراغ. این روزها، روزها ای است که آمده اند و خواهند رفت. هر گاه دلسیر، از روزگار شدم و نالیدم به درگهش، خواسته یا ناخواسته بی جواب…

  • راهرو

    راهرو

    راهرو ای تاریک، نالان و ساکت میان تاریکی ها، شب را روز و روز را شب می کند دور تسلسلی است انگار دنیا روی راه پله نشسته ام پنج شنبه است هوا سرد الوده و تاریک است نان خریده ام میان راه پله خشکم زده نشسته ام روی پله ها وسط تاریکی نور چراغ های…

  • هیچ انسانی کامل نیست

    هیچ انسانی کامل نیست

    چندی پیش متن زیر را بصورت اتفاقی خواندم. بدون عنوان بود و اولین عنوانی که به ذهنم رسید این بود: هیچ انسانی کامل نیست.

  • زمستان

    زمستان

    زمستان قصه ای است تکراری میان فصل های زندگی. زمستان دریچه ای است سپید، با آغوش سرد. زمستان شعری است سرآشار از حجم و اخوان ثالث چه زیبا سرود این فصل را.

  • بازی شادی سرگرمی

    بازی شادی سرگرمی

    اگر از کسانی که تا حالا سوار مترو شدن بپرسید که این جمله رو شنیدن؟ قطعا جواب شما بله خواهد بود. بازی شادی سرگرمی دیالوگی است که دستفروشان مترو هر کدام با آوای خاص خود آن را فریاد میزنند. معمولا فروشنده ها، میزبان و ما مسافران، مهمان هستیم. اما من نمی خواهم از این قشر…

  • دیوانه ی عاقل

    دیوانه ی عاقل

    داشت روی میز را تمیز می کرد. بی انکه نگاهی به اطراف کند در خود بود. دستمال بر دست، گویی تمام حواسش در ان میز شیشه ای بود.اما اینگونه نبود. در فکر یک دیوانه ی عاقل بود. هزاران فکر، در یک لحظه از میان پیشانی اش در گذار بود.  با هر دستمالی که بر هر…

  • زنده باد ایران و زردآلو

    زنده باد ایران و زردآلو

    چرا باید گفت زنده‌باد ایران و زردآلو،خدمتتان عرض خواهم کرد. تاحالا به این نکته توجه کردیم که محیط در خرید اجناس بی تأثیر نیست. دیروز درحالی‌که داشتم به خانه برمی‌گشتم در این فکر بودم که آیا ویتامین‌ها می تونند بر نگرش و فکر آدم تأثیر گذار باشن. به همین دلیل به‌ صورت کاملاً جو زده به دنبال یک مرکز خرید درست و درمون می‌گشتم تا منبع انرژی را پیدا کنم. راستی با تورم سال ۹۷ حالتون چطوره. باری در این حال و هوا بودم که چه  چیز بخرم تا برای جذب  ویتامین مؤثر واقع بشود که، میوه رو…