یک قبر و شاید مساحتی به پهنای زمین

11

یکهو وسط بی دردی(چرا که می دانم همیشه ازشرایط من دردناک تر هم هست) گوشه ای متوقف شدم، نگاه کردم یا گوش دادم به آنچه که برایش در تکاپو بودم، اگر رسیدم چه می شود؟ و همه اش در فکر این بودم که اگر بدستش نیاورم، چه بد خواهد بود، اما لحظه ای فکر کردم که خب اگر مال تو باشد چه! چقدر کیف خواهی کرد. درختان رنگارنگ پاییز را دیدم که زیبایی شان به قدری بود که آدم دوست

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: بیت

فردوسی بیت کوین

به همراه دوست آلمانی که هر از چند گاهی به ایران سر می زند وارد محفلی شده بودیم که همه جمع ایرانی بودند، جز او و یک نفر رفیق دیگرمان که از پاکستان آمده بود. جمع حاضر، حسابی مشغول صحبت با هم بودند و گاهی کار به سر و صدا هم می کشید. دوست آلمانی و پاکستانی، فارسی بلد نبودند و مانند وزغ های عصبانی ای در چاک یک صخره، منتظر بودند، ببیند که سر آخر این جماعت، کی ساکت

مشاهده مطلب

پادکست کتابگرد

کتابگرد

احتمالا تا به الان، برای شما هم اتفاق افتاده که چندتایی کتاب در دست خواندن داشته باشید و حال روحی شما به هیچ یک از آنها نخورد و نیمه رهایشان بکنید. چندی پیش، وقتی به کتابخانه ام نگاه کردم، برای من این حالت رخ داد، چیزی حوالی پنج کتاب تا نیمه خوانده یا از همان ابتدا رها کرده داشتم. باید اعتراف بکنم که جایگزین بسیار خوب من، برای کتاب‌، پادکست است و البته پادکستی که چیزی را روایت کند و

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی

کاور فصل دوم داستان
کاور فصل دوم داستان های حوالی زاگرس

 

و آنگاه که در حضور باشی، شاد و خرمی و چون به دور باشی، پریشانی. خواستم و می خواهم که آنچه را فراموش کرده‌ام با نوشتن باز‌آرم چون فراموش کردن نسیم صبحگاهان کوهستان.

داستان های حوالی زاگرس