تخم مرغ گرانقدر

ای وفادارترین ای تخم مرغ گرانقدر، قبل ترها در اینجا نوشته بودم و سوگند خورده بودم که اگر تو را به دانه ای 10 هزار تومان هم که بفروشند، خریدار باشم، اما چه بسا آدمی گاهی از روی بخارهای تبخیر شده در درون معده حرف میزند و حساب کار را نمی کند که در کشور آباد ما هر روز گرانی است و حقوق کارمندی ما کفاف این رقم از نرخ تورم را نمی دهد و همین که تا آخر ماه

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: همساده

اقای هم ساده

دوست عزیزی که با کلید واژه همساده از دریچه گوگل به اینجا رسیده اید، بنده نیز چون شما از دوستداران شخصیت آقای همساده در کلاه قرمزی ام، اما در اینجا متنی را مطالعه خواهید فرمود با عنوان داستان کوتاه: همساده که تنها به موضوعی در باب همسایه آزاری می‌پردازد. از آنجا که همساده مترادف همسایه است، ترجیح دادم بجای لفظ عام همسایه از همساده استفاده کنم. داستان کوتاه: همساده صدای فریاد زن همسایه روبرویی، در سکوت سحری، نشانه های بسیار

مشاهده مطلب

شروع ناگهان

شروع ناگهان

علیرضا قربای عزیز به تازگی ترانه ای چون دیگر آثارش دلی خوانده با نام شروع ناگهان. آهنگ ساز این تک آهنگ علیرضا غفاری و ترانه سرا حسین غیاثی است. این تک آهنگ به صورت رایگان انتشار یافته و می تواید از اینجا آن را دانلود کنید. شروع ناگهان بی سر و سامان تو شد شانه ‎ی سر خورده‎ ی من رنگ بزن بر لب این خنده ی دل مرده ‎ی من ساکتِ تنهایی من حرف بزن با شب من  شور

مشاهده مطلب

داستان کوتاه‌: دفتر عادت

دوست عزیزی که از گوگل با کلید واژه دفتر یا عادت به اینجا امده‌اید، به عرض جنابعالی می‌رسانم که در اینجا داستان کوتاه‌: دفتر عادت نوشته شده و شاید کمی از هدف کلید واژه‌های شما دور باشد. داستان کوتاه‌: دفتر عادت مثل همه می‌مانی، همه آنهایی که در یک جایی، خوش اب و هوا زندگی کرده‌اند. یک جایی با هوای خوب، با آب‌های جاری و درختان سرزنده. اما کم‌کم خشک می‌شود. زمین روز به روز پیر می‌شود. از نهر، یک

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی

کاور فصل دوم داستان
کاور فصل دوم داستان های حوالی زاگرس

 

و آنگاه که در حضور باشی، شاد و خرمی و چون به دور باشی، پریشانی. خواستم و می خواهم که آنچه را فراموش کرده‌ام با نوشتن باز‌آرم چون فراموش کردن نسیم صبحگاهان کوهستان.

داستان های حوالی زاگرس