داستان‎های حوالی زاگرس

کاور فصل دوم داستان

اگر خواننده داستان‎ های این بلاگ هستید از امروز به بعد می‎توانید همین داستان ها را با صدای نویسنده در قالب مجموعه‎ ی داستان‎های حوالی زاگرس نیز بشنوید. قطعا همانطور که از تِم موضوعی این بلاگ مشخص است در مجموعه داستان‎های حوالی زاگرس، چند داستان کوتاه را خواهید شنید. پادکست داستان های حوالی زاگرس، پادکستی است که در آن  قصه ‎هایی خوانده می ‌شود که بیشتر در شهرهای دامنه زاگرس رخ داده است و این رشته کوه بزرگ، از گوشه‎

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: مقاومت یک کیلو اهم

اگر با کلید واژه مقاومت یک کیلو اهم از دریچه گوگل به اینجا رسیده‌اید باید بگویم که این متن تنها یک داستان کوتاه است از مقاومت یک کیلو اهم و هیچ بنیاد علمی ندارد. یک جوری کلاس‌ها چیده شده بود که دو ساعت، دو ساعت راهروی ساختمان انستیتوی برق هی پر و خالی بشود. ما می‌‌رفتیم مغزمان را با فرمول‌های ریاضی و فیزیک پر می‌کردیم و شانه به زلف انتگرال می‌زدیم. اما ناصر همان سر کلاس هم در افکارش داشت،

مشاهده مطلب

ناداستان: گربه و کبوترها

گربه هر روز می‌امد یک گوشه‌ای از تراس، پشت آن خرت‌و‌پرت‌ها دراز می‌کشید که یعنی کمین بکند برای کبوترها و گنجشک‌ها. صبح‌ وقتی صبحانه را می‌زنم به بدن، خب یک کَمکی هم نان خشک اضافه می‌ماند. نه اینکه مثلا ما خیلی فردین باشیم یا برای حقوق حیوانات ارزش قائل بشویم، نه! از این حرف‌ها خیلی نفهم‌تر هستیم. فقط از سر اینکه تکیدن سفره در تراس خیلی راحت‌تراز پاک کردنش در خانه است، همین. خلاصه که هر روز این خانم گربه،

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی

کاور فصل دوم داستان
کاور فصل دوم داستان های حوالی زاگرس

 

و آنگاه که در حضور باشی، شاد و خرمی و چون به دور باشی، پریشانی. خواستم و می خواهم که آنچه را فراموش کرده‌ام با نوشتن باز‌آرم چون فراموش کردن نسیم صبحگاهان کوهستان.

داستان های حوالی زاگرس