ماه: مهر ۱۳۹۸

چه رفت بر زبان مرا؟

  چه رفت بر زبان مرا؟ که شرم باد از آن مرا! به یک دل و به یک زبان، دوگانگی چرا کنم؟ ز عمر، سهم بیشتر ریا نکرده شد به سر بدین که مانده مختصر، دگر چرا ریا کنم؟…  سیمبن بهبهانی 5.0 01

ادامه ی مطلبدیدگاه

داستان کوتاه: شعبه 102

باد یَله و سرد چون از پنجره می‌گذشت و از لابلای جماعت گیروگرفتار رد می‌شد به زنی حدود سی سال می‌رسید که همیشه روبروی اتاق شعبه 102 می‌ایستاد و یک مشت پرونده زیر بغل‌اش بود. غم‌ناک و در فکر، روبروی دری می‌ایستاد که کسی پشت آن بود که می‌باست حکم کند. قاضی! کسی که باید…

ادامه ی مطلبدیدگاه

مجموعه داستان های کوتاه ببرک ارغند

همانگونه که از عنوان مشخص است در اینجا معرفی از کتاب مجموعه داستان های کوتاه ببرک ارغند با نام مرد یخ زده را خواهید خواند. قبل ترها در اینجا کتاب دیگری را با نام داستان های کوتاه از دکتر اکرم عثمان معرفی کرده بودم که این کتاب نیز از همان انتشارات تاک و نمونه بی…

ادامه ی مطلبدیدگاه