چرا با دوچرخه، به محل کار خود می‌روم

دوچرخه

این نوشته برای آن دسته از دوستانی نوشته شده است که محل کار و منزل آنها، فاصله ای بیش از ده کیلومتر نداشته باشد و قصد دارند از معایب و محاسن با دوچرخه به محل کار رفتن، اطلاعاتی کسب کنند. اوایل که با اتوبوس و مترو سر کار میرفتم، می بایست زمان های تاخیر وسایل(شاید هم وسائط به معنی مستعمل) نقلیه را بجان می خریدم، اما چند سالی است که مسیر حدودا هفت، هشت کیلومتری خانه تا محل کار را،

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: تلفن

تلفن

در باب تکنولوژی می بایست به این نکته نظر داشته که، هر کدام از اولاد آدم در مواجه با تکنولوژی، رفتاری متفاوت داشته و دارد. یکی آن را چون گلی معطر، مطبوع می داند و دیگری ضد بشر می خواند و عده‌ ای از اسب نیافتاده و بر اصل نشسته هم، در مقابلش قد علم می‌کنند و فریاد همی بر‌آورند که آقا چه بست نشسته‌اید که تکنولوژی، ناموس و داروندار ما به قهقرا برد. اما قصه قصه از آنجا آب

مشاهده مطلب

پادکست رخ

گاندی

گاهی از داخل یک موضوع، به موضوع های دیگری می رسیم که خیلی بی ربط به چیزی بوده که به دنبالش بودیم، مواجهه من با پادکست رخ، دقیقا به همین شکل بود.  زمانی که خیلی اتفاقی به وبلاگ فواد انصاری رسیدم و با خوندن این پستش و صحبتی که از گاندی شده بود، کنجکاور شدم تا در Castbox به دنبال پادکست رخ بگردم و قسمتی که در مورد گاندی بود رو گوش بدم. اما پادکست رخ اگر به بیوگرافی آدم

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: کوچه ما

کوچه ما

دوست عزیزی که با کلید واژه داستان کوچه ما به اینجا رسیده اید. کوچه ما نام رمانی است نوشته آقای اکرم عثمان که اگر تمایلی به معرفی در مورد یکی از کتاب های ایشان دارید می توانید سری به اینجا بزنید. داستان کوتاه: کوچه ما آفتاب ظهر می تابد روی شهر. کوچه های شهر آرام اند و مردم از گرمای تابستان، درون خانه ها پناه گرفته اند. اما در کوچه برق رفته است. گرما امان بریده و پنجره ها باز

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی

کاور فصل دوم داستان
کاور فصل دوم داستان های حوالی زاگرس

 

و آنگاه که در حضور باشی، شاد و خرمی و چون به دور باشی، پریشانی. خواستم و می خواهم که آنچه را فراموش کرده‌ام با نوشتن باز‌آرم چون فراموش کردن نسیم صبحگاهان کوهستان.

داستان های حوالی زاگرس