داستان کوتاه: نِفله

اگر از دریچه گوگل با کلید واژه نِفله به اینجا رسیده اید باید به عرض برسانم، در زیر داستان کوتاهی با عنوان نِفله نوشته شده، اگر به دنبال معنای لغوی آن هستید نِفله به معنای آدم بی دست و پا و کار خراب کن است. دور میدان، گروهان کچل ‌ها دور گرفته‌‌اند. یک آدم شق و رقی مقابلمان ایستاده است که چهار ستاره روی دوش اوست و پره کلاه او، از حد معمول بلندتر است و  در بهترین حالت ممکن

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: تناقض

دوست عزیز، اگر از گوگل به اینجا آمده اید، عنوان این متن داستان کوتاه: تناقض است. اگر به دنبال اصطلاح ادبی آن هستید، تناقض به معنای ناسازگاری و ضد یکدیگر بودن است و در اصطلاح ادبی آوردن دو واژه یا دو معنی متناقض در کلام است. مانند این شعر جناب سعدی: هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است در داستان کوتاه تناقض نیز، نوعی از آن به کار برده شده است. گوشه

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: پله های ترقی

اگر از دریچه‎ ی گوگل، با جستجوی جملاتی شبیه به پله های ترقی یا پیشرفت به اینجا آمده اید، قابل ذکر است که وقت خود را تلف نکنید، عنوان این متن داستان کوتاه: پله های ترقی است و همانطور که می بینید چیزی جز یک داستان کوتاه نیست. اگر به خواندن داستان کوتاه علاقه ای ندارید اما می توانید از شنیدن آن لذت ببرید، خب در اینجا می‎ توانید به چند داستان کوتاه گوش بدهید. روی سکوی تنها مغازه آبادی

مشاهده مطلب

با من بمان

هوای تیره شب، جا کرده است در دل‌ آسمان، ساختمان‌های بلند، سیخ به زمین شده‌اند. پنجره یک خانه باز است. پرده‌ی اتاق، میان هوای بیرون، در مبارزه است. مبارزه میان رقصیدن یا تن دادن به خیسی و شکست در مقابل باران. دخترکی از پشت پنجره، بهت زده و ماتم گون، چشم‌هایش را خیره بر دل شب داشته است. ناودانی، شُرشُر می‌کند. چشمان دختر هم گویی تقلید وار از باران و ناودانی، شُرشُر گریه دارند. زلف‌های او، چون دریایی مواج روی

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی

کاور فصل دوم داستان
کاور فصل دوم داستان های حوالی زاگرس

 

و آنگاه که در حضور باشی، شاد و خرمی و چون به دور باشی، پریشانی. خواستم و می خواهم که آنچه را فراموش کرده‌ام با نوشتن باز‌آرم چون فراموش کردن نسیم صبحگاهان کوهستان.

داستان های حوالی زاگرس