داستان کوتاه: چامپیک

چامپیک یک سیاه معلومی است اما نه انقدر معلمولی که بشود راحت از کنار اون گذشت. حالا 35 سال است که از خانه و کاشانه خود دور است. او مهاجری به واقع ابدی است. چامپیک حالا چند سالی است که قوام یافته. دیگر بین کشورها جابجا نمی‌شود. او با قامت کوتاه و برعکس چهره به ظلمات مانندش، دلی سپید دارد. مسلمان است و حالا سه سالی می‌شود که در قطر ساکن شده و به قول خودش چند سالی هم درسعودی

مشاهده مطلب

داستان‎های حوالی زاگرس

کاور فصل دوم داستان

اگر خواننده داستان‎ های این بلاگ هستید از امروز به بعد می‎توانید همین داستان ها را با صدای نویسنده در قالب مجموعه‎ ی داستان‎های حوالی زاگرس نیز بشنوید. قطعا همانطور که از تِم موضوعی این بلاگ مشخص است در مجموعه داستان‎های حوالی زاگرس، چند داستان کوتاه را خواهید شنید. پادکست داستان های حوالی زاگرس، پادکستی است که در آن  قصه ‎هایی خوانده می ‌شود که بیشتر در شهرهای دامنه زاگرس رخ داده است و این رشته کوه بزرگ، از گوشه‎

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی

کاور فصل دوم داستان
کاور فصل دوم داستان های حوالی زاگرس

 

و آنگاه که در حضور باشی، شاد و خرمی و چون به دور باشی، پریشانی. خواستم و می خواهم که آنچه را فراموش کرده‌ام با نوشتن باز‌آرم چون فراموش کردن نسیم صبحگاهان کوهستان.

داستان های حوالی زاگرس