بوی نان سنگک

اول صبحی بوی نان سنگک خانه را برداشته است، ساعت هفت و نیم صبح است و مادر از اینکه همه‌ی بچه‌ها جمع‌اند خوشحال است. دلش‌اش نمی‌آید بچه‌ها را از خواب بیدار کند اما بوی سنگک و خِش خِش وسایل داخل آشپزخانه هر کسی را که در خواب باشد بیدار می‌کند.  تلویزیون را روشن کرده و روی شبکه یک است اما صدای آن را قطع کرده. گاه گاهی سری بلند می‌کند و نگاهی به صفحه تلویزیون می‌اندازد. با هزار ذوق، از

مشاهده مطلب

دلتنگی وطن

رفته چهارراه ولیعصر. دور تئاتر شهر می چرخرد. تا میدان انقلاب لابلای مردم راه می‌رود. از بام تهران شهر را می بیند و به این فکر می کند که دلتنگی وطن یعنی چه؟ نشسته است آن بالای شهر. چراغ ها که سوسو می‌زنند دلش قنج می رود برای وطن. زیر لب دارد با خود می گوید آخر مرد مومن تو که دوست داری اینجا را چرا؟ ندای درونش می گوید: چی دارد آخر اینجا. مگر کم بدبختی دیدی. مگر یادت نیست

مشاهده مطلب

یه روز خوب میاد

نم باران کف پیاده‌روها را خیس کرده است. رفته است زیر بالکن سینما نشسته. موهای ژولیده و تن خسته ای دارد. ماشینی رد می شود که از داخلش صدایی می‌آید که می‌گوید: یه روز خوب میاد. گونی سفید بزرگی به دست دارد. همانجا نشسته است. گذر رهگذران را می‌بیند. ده سالش است. نامش جلال و این روزها پیشه اش شده ضایعات جمع کردن. هم سن و سال های جلال این روزها در مدرسه نقاشی می کشند. شعر می خوانند و

مشاهده مطلب

جایی برای گوش دادن 4

در جایی برای گوش دادن 4 به معرف سایتی خواهم پرداخت که در نظر بنده حقیر در راه درستی قدم برداشته و سعی بر احیا کردن موسیقی نواحی ایران دارد.   همانطور که می دانید هر منطقه از ایران یا هر جای دیگر دنیا موسیقی خاص خود آن منطقه را دارا است و از آنجای که ایران پر از قوم ها و فرهنگ های متفاوت است مسلما از موسیقی غنی برخوردار خواهد بود. در اینجا یک بحث تخصصی از شناخت

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: لامِردون

گوشه لامِردون زانو بغل کرده است. زیر لب زمزمه می‎کند. آتش گوشه چادر هم با ریتم زمزمه اش هماهنگ می‎شود. بیو ز نو تو وابو قاصد بهارم رنگ و ری نداره بی تو روزگارم کوگ نازنینم بیو برس به دادم آخه خوت خه دونی دی مو تاو ندارم تَش گوشه چادر وسط چاله قد می کشد و آرام می گیرد. تَرق تَرق صدا می کند. هیمه‎ ها، ساز شب می‎زنند و جدایی. باد بوی زلف یار را با خود به

مشاهده مطلب

داستان کوتاه: آخر سال

آخر سال است یعنی پیاله این سال هم سر کشیده شد. یعنی امسال هم قرار است لفظ پارسال به خود بگیرد. یعنی آدم های این سال دوباره بهار را می بینند. دوباره اردیبهشت را بو می کشند و دوباره زندگی می کنند. آدم های جدیدی می آیند و عده ای هم کوله بار می بندند سمت خاک. عده ای هم روی همین زمین خاکی هستند و فقط یادشان با ماست. بازی روزگارست دیگر! چه می‎شود کرد. آخر های سال بود.

مشاهده مطلب

در دنیای تو ساعت چند است

در اینجا معرفی فیلمی را خواهید خواند با عنوان در دنیای تو ساعت چند است با بازی بی نظیر علی مصفا و لیلا حاتمی به کارگردانی صفی یزدانیان ساخته شده به سال ۱۳۹۳.   لیلا حاتمی بعد از بیست سال به زادگاه زیبای اش رشت با حال و هوای خاص خود بر می گردد. در دنیای تو ساعت چند است داستانی روایت می شود که مستقیم نیست یعنی در روند فیلم کم کم مشخص می شود که داستان از چه

مشاهده مطلب

جایی برای گوش دادن به صدای طبیعت

در اینجا سایت هایی معرفی خواهد شد که صداهایی که شنیده ایم و دوست شان داشته ایم را می توانیم دوباره بشنویم، چون گوش دادن به صدای طبیعت.  سایت Moodil همیشه حالات هایی در زندگی وجود دارند که صدا در آنها نقش موثر تری داشته است. برای من، صدای باران آرامش بخش ترین صدای دنیاست. با شنیدن آن بهتر خیال بافی می کنم.  در  سایت هایی می توانید صداهای مختلفی چون باران و باد و حتی صدای آتش را با

مشاهده مطلب

داستان فرجام

از سعدی می خواند که می گفت عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی و باد پرده های پنجره را چون ابر می رقصاند میان کوچه و او خموش به داستان فرجام می اندیشد. فرجام واژه ای بود که او هر روز به آن نزدیک تر می شد. کنار پنجره می نشست. روزها کوچه و بچه ها بودند و ذوق زندگی. شب ها ماه بود و ستاره ها و شوق رهایی. گاه ستاره ای پهنه آسمان را می

مشاهده مطلب

فریاد

فریاد نام ترانه ای با صدای میلاد درخشانی و هاله سیفی زاده است با شعری از شاعر بزرگوار  استاد محمدرضا شفیعی کدکنی. آنچه از دل بر آید بر دل نشیند.

مشاهده مطلب

موضوع انشاء: جان بخشی به اشیاء

به یاد دارم که دو موضوع انشاء در تمامی سطوح هیچ وقت حذف نمی شدند، یکی “علم بهتر است یا ثروت” و دیگری “جان بخشی به اشیاء”. همیشه موضوع دوم را پسندیده ام و بار ها و بار ها درباره ی آن انشاء نوشته ام. در زیر نمونه از آنچه را خواهید خواند که به تقلید از انشاء برادر بزرگ ترم، با پر و بالی نه از جنس او، آن را نوشته ام. دوست عزیزی که با جستجو در گوگل

مشاهده مطلب

موضوع انشاء: ایده پردازی

هر بار که موضوعی برای نوشتن انشاء طرح شد بی معطلی جانبخشی را انتخاب کردم. همیشه در مقابل جانبخشی به اشیا موضوع علم بهتر است یا ثروت جولان می داد. نمی دانم از میان علم یا ثروت چه چیزی می توانستم بیرون بکشم. اما می دانستم که آن زمان ها هم که درس می خواندم همیشه علم را بر می گزیدم تا از آن به ثروت برسم. و این حساب دو دو تا چهار تایی بود که نا نوشته می

مشاهده مطلب

فوتر سایت

سایدبار کشویی

کاور فصل دوم داستان
کاور فصل دوم داستان های حوالی زاگرس

 

و آنگاه که در حضور باشی، شاد و خرمی و چون به دور باشی، پریشانی. خواستم و می خواهم که آنچه را فراموش کرده‌ام با نوشتن باز‌آرم چون فراموش کردن نسیم صبحگاهان کوهستان.

داستان های حوالی زاگرس