مدتی است که دچار وسواسی شده ام که چرا اینقدر داستان کوتاه می خوانم. مدام این سوال در ذهنم تکان تکان می خورد که:

آخرش که چه، این همه داستان خواندن تو را چه سود؟

داستان خواندن
داستان خواندن

اما باور بفرمایید به دلایلی که در زیر خدمتتان بیان می کنم خواندن آن چیزی که دوست دارید تاثیر بهتری بر رفتار شما از لحاظ کج خلقی یا خوش رو بودن دارد.

تصور بفرمایید که امروز برای خود برنامه ای ریخته اید که کتاب فلان نویسنده را که به زبان انگلیسی است را بخوانید. اما وقتی مشغول خواندن ان می شوید حس خوبی ندارید. 
بنده در یک حرکت بسیا سریع رهایش می کنم و کتاب داستانی یا آنچه که دوست دارم بخوانم را می خوانم.

بنظرم دلی کتاب خواندن بهتر است تا به اجبار.

نمی خواهم آنگونه بنویسم که این کتاب ها تنها کتاب های هستند که در کل دنیا ارزش خواندن دارند و یا اینکه شروع به تعریف و تمجید کنم که این کتاب ها فلان است و بهمان .اما نکته جالب در مورد کتاب داستان این است که تو می خوانی و میل خواندن در تو تقویت خواهد شد.

شاید ان روز در محل کارت درگیر مسئله ایی هر چند جزئی شده باشی ولی همین درگیری فکری کوچک تو را چنان به افکارت برده که حتی سلام همسایه ات را با تاخیر جواب بگویی و در حینی که او سلام می کند دچار دگرگونی لایه های مغزی شوی که ایا این سلام را پاسخ بگویی یا ان را جزو نشنیده های از این دست تلقی کنی و دوباره دچار وسواس فکری شوی که دیگری از تو می رنجد و ما بقی ماجرا.

به کلی از داستان اصلی به دور شدم اما می خواستم این را بگویم که اگر دنبال جایی هستید که فکرتان لحظه ای از دغدغه های بی اهمیت و شاید پر اهمیت دور شود کتاب داستانی به دست بگیرید و آن را بخوانید.

کتاب داستان هر چه که نداشته باشد این حسن را دارد که ذهن آدم لحظه ای از دغدغه ها رهایی می یابد.

 

5 (100%) 1 vote[s]