هوشنگ دوم و طنزپردازی

وقتی کسی به چیزی یا کسی علاقه داشته باشد، مسلما پیگیر آن است و موی دماغ آن موضوع می شود.  استاد هوشنگ مرادی کرمانی، همان شخصیتی است که بیشتر ما با قصه های مجید او را می شناسیم.

به شخصه هر جا که سخن از استاد هوشنگ مرادی کرمانی باشد، من نیز به آنجا سرکی می کشم، پادکست طنز پردازی یکی از آنها بود که جلوتر به آن می پردازم.

کتاب شما که غریبه نیستید یکی از از کتاب های این نویسنده محبوب من است که با آن گریسته و خندیده ام. “از خدا که پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد”، مصداق همین کتاب است. ساده، صمیمی، بی پرده، بی آنکه که ابایی از گفتن داشته باشد زندگی خودش را در این کتاب شرح داده است.

سال ها پیش در اینجا به انگلیسی در باب این کتاب نوشته بودم و مدام پیگیر این نویسنده محبوبم بودم که چه کتاب هایی از او بیرون می آید. کتابی که در پیش رو از آن صحبت خواهم کرد کتاب هوشنگ دوم است.

در اینجا ، اینجا و اینجا هم چند کتاب از استاد کرمانی معرفی کرده ام.

هوشنگ دوم
هوشنگ دوم

به گفته خود نویسنده، هوشنگ دوم همان ندای درون او بوده است که مدام با او در تلاطم و تقلا بوده است. با یک جستجوی ساده در بستر اینترنت به این نتیجه خواهید رسید که کتاب هوشنگ دوم ادامه کتاب “شما که غریبه نیستید” است، اما این بار نه به قلم خود نویسنده، بلکه به نوشته آقای کریم فیضی.

کتاب بصورت پرسش و پاسخ بوده و ایشان سوال می کنند و  استاد کرمانی نیز پاسخ می دهند. مثل دیگر کتاب های استاد کرمانی، کتاب را انتشارات معین و در پانصد و پنجاه و پنج صفحه به چاپ رسانده است.

توصیه اکید می شود که اگر کتاب شما که غریبه نیستید را تا کنون نخوانده اید به سراغ این کتاب نروید. همچنین اگر مانند من شیفته این نویسنده و علاقمند به او نیستید کتاب هوشنگ دوم را نخوانید. شاید کمی برایتان حوصله سر بر بشود اما در نهایت برای چون منی، قند و شکر بود.

اما پادکست طنز پردازی

در یک روز گرم تابستانی که دل و دماغ هیچ چیز و هیچ کس را نداشتم، با نوشتن کلمه طنز در اپ کست باکس به این پادکست رسیدم. با دیدن اپیزودی در باب جناب هوشنگ مرادی کرمانی، گل از گام شکفت و بلافاصله گوش هایم تیز شد. پخش اولین اپیزود همانا و از سر گرفتن بقیه اپیزودها همانا. بعد از اپیزودهای مرتبط با استاد کرمانی اسکرول کردم رو به پایین و دیدم اِ، آقای عطاران هم که اینجا تشریف دارند. با خودم گفتم ایول و ترتیب زیر اپیزودها را یکی پس از دیگری و به شکل محمدپسندی بلعیدم

به ترتیب به سراغ اپیزود رضا عطاران، مهران مدیری، اپیزودهای در ارتباط با پرویز شاپور، رسول پرویزی و … رفتم.

این پادکست را آقای محمد پوررشیدی ساخته که سال ها در زمینه طنز کار کرده بوده و من تا به حال او را نشناخته بودم. خب یک امر طبیعی است، مگر من بقیه طنز پردازها را می شناسم که او را بشناسم. تنها چیزی که خیلی راحت از او پیدا کردم شعری بود که در مورد ظریف بزرگوار گفته بود.

توضیحی که خود سازنده پادکست در مورد طنز پردازی می دهد این است که:

این اپیزود در مورد طنز است و خود در باطن طنز نیست، ولی خب حالا اگر چیزی هم گفتیم و خندید که، که دیگه خندید، نوش جونتون، بخور عزیزم نوش جونت…

تا حالا که چندتایی از اپیزودها را گوش داده ام، فقط دهشاخ جناب بابک رجبی زیاد به دلم ننشسته است، اصطلاح دهشاخ، ساخت شخص شخیص جناب پوررشیدی است و همان ترجمه جالب Top 10 است.

بیش از این چانه درازی نمی کنم و بقیه راه را به خودتان می سپارم، این پادکست هم همچون دیگر پادکست ها، بعضی اپیزودهایش، همچین به دل نمی نشیند. ولی اگر بخواهیم جمع بندی بکنیم ،همه چیز در دنیا سلیقه ای بوده یکی آن را دل پسند و دیگری … می بیند.

بنده که خیلی آن را دوست می دارم. امیدوارم شما هم دوست بدارید و مانند من، به شکل محمد پسندی آن را به دیگران معرفی کنید. پول که نداریم که حمایت مالی بکنیم، گفتیم حداقل دینمون رو اینطوری ادا کنیم، امیدوارم مورد قبول درگا جناب پوررشیدی واقع بشود.

این پادکست در تمامی پادگیرها قابل شنیدن است. در زیر لینک کست باکس را می بینید، شاید هم در سایه طرح صیانت از فضای مجازی کست باکس رو هم نبینید.

 

جایی برای گوش دادن

رهش

کتاب سه رنگ

کتاب سه رنگ

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی

کاور فصل دوم داستان
کاور فصل دوم داستان های حوالی زاگرس

 

و آنگاه که در حضور باشی، شاد و خرمی و چون به دور باشی، پریشانی. خواستم و می خواهم که آنچه را فراموش کرده‌ام با نوشتن باز‌آرم چون فراموش کردن نسیم صبحگاهان کوهستان.

داستان های حوالی زاگرس