گاهی کسی چیزی سروده است و دیگری خوانده. ترانه مرگ قو یکی از آنهاست. نمی دانم اولین بار ترانه مرگ قو را چه کسی اجرا کرده است زنده یاد حبیب محبیان یا عباس مهرپویا.

ترانه ای که مهدی حمیدی شیرازی سروده است را عباس مهر پویا نیز خوانده و البومی به همین نام در سال ۱۳۵۵ منتشر کرده است.

گویی صدایی دارد که باید برچسب خاص را برای آن انتخاب کرد. صدایی بم و گیرا.

 عباس مهرپویا
عباس مهرپویا

عباس مهر پویا هم از آن دست از خواندگان است که بعد از انقلاب ۵۷ کِسوت سکوت برگزیدند و در ایران ماندند. او را به نواختن سیتار هم می شناسند.

از آنجا که می دانید قو از ان دست پرنده ها است که تا آخر عمر یک جفت برای خود می گزیند و تا آخر عمر به پای همان می ماند. 
وقتی شعر را می خوانم یا می شنوم حس می کنم ادم وفاداری را که، عشق را فهمید و سعی بر ان داشته که بر دیگری بتاباند. اما گویی همه ی انسان ها دیر هنگامی است که از درک معنا به دور هستند و غرق در ظاهر و مادیات شده اند.

 

 

شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجى
رود گوشه اى دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد

گروهى بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقى کرد، آنجا بمیرد

شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویى به صحرا بمیرد

چو روزى ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریاى من بودى آغوش وا کن
که می خواهد این قوى زیبا بمیرد